محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
353
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
نكرده و رعايت حال ما را ننموده است ، يعنى سنگسار كردن وجود يك انسان كه گويى سگ هارى است ! ! با اين همه ، برخى ملاحظات وجود دارد كه مىتواند اين صفت مزاحم را سبك كند . توضيح اينكه قرآن كريم از نخستين مرحلهء قانون ، بىناموسى را بهطور كلّى مشتمل بر چند احتياط كرده كه اثبات اين جرم را - اگر از جنبهء عملى محال نباشد - امرى بسيار سخت و دشوار مىنمايد . آنكسى كه جريان زنا را به قاضى مىرساند ، اگر اين اطّلاعرسانى به گواهى چهار مرد عادل صادق متّكى نباشد كه گواهى دهند ، نه تنها براساس ارتباط زن با مرد بيگانهاى در يك اتاق ، بلكه با وصف انجام گرفتهء مشخّص [ هريك از شهود مشاهده يكسان همچون ميل در سرمهدان آميزش را گزارش كنند - م ] شهادت دهند ، اگر اين شخص با اين شرايط نتواند اثبات كند ، خود به اتهام خبررسانى دروغ ، هشتاد ضربه شلاق مجازات دارد . وانگهى ، از آن زمان به بعد شهادتش در دادگاه پذيرفته نمىشود ، خداى تعالى مىفرمايد : « وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ . » « 1 » . همچنين ما در سنّت حتّى يك مورد پيدا نمىكنيم كه اثبات زنا به وسيلهء شهادت انجام گرفته باشد ، بلكه حكم براساس اعتراف رودرروى شخص گنهكار صادر شده است . حتّى اين اقرار حضورى - كه دومين مرحله است - براى اثبات نزديكى زن و مرد كافى نيست ، بلكه بايد تأكيد شود كه شخص اقراركننده ، تمام آنچه را كه مىگويد ، از روى فهم و درك باشد ، به اين معنى كه جريان نسبت به وى جنبهء مجازى نداشته باشد ؛ مثل زناى در قلب و يا وسيلهء چشم . . . يا عمل زناشويى كه در زمانى مثل شكستن روزه ( بهطور مثال ) حرام است . . . علاوه بر اينها بايد تا آخر بر اين اقرار پايدارى كند و هرگز به وسيلهء انكار بعدى - به صراحت و يا ضمنى - آن را تكذيب نكند . و نيز در اينجا مىبينيم بسيارى از فقهايى كه از حالت يك فرد سرسخت ، قاعدهء كلّى
--> ( 1 ) - نور ( 24 ) آيهء 4 : و كسانى كه زنان پاكدامن را متهم ( به عمل منافى عفّت ) مىكنند ، سپس چهار شاهد ( بر مدّعاى خود ) نمىآورند ، آنها را هشتاد تازيانه بزنيد . ( و به دنبال اين مجازات شديد ، دو حكم ديگر نيز اضافه مىكند ) و هرگز شهادت آنها را نپذيريد ، و آنها همان فاسقانند .